سارا نفسم، نفسم سارا، سارا عشقمسارا نفسم، نفسم سارا، سارا عشقم، تا این لحظه: 12 سال و 10 ماه و 11 روز سن داره

عزیز دل مامان بابا

نی نی ناز خودم

سلام عزیزتر از جون مامان. سلام خوشید اسمون زندگی مامانی و بابایی شرمندم مامانی ، این روزا کم می تونم بیام برای قشنگترین پاره وجودم مطلب بنویسم. کارم گره خورده و مامانی هم حسابی درگیر شده. عزیز مامان هفته پیش رفتم کرمان ، بابایی هم اومد. وقتی میریم کرمان روزای خوبی رو در کنار بابایی و مامان بزرگات (مامان ملوک و مامان عفت ) تجربه میکنم. خدا همیشه همه عزیزان زندگیم که وجودشون زندگیم رو سرشار از نور و زیبایی میکنه ، سالم نگه داره. تک تکشون برام خیلی خیلی ارزش دارند و دوری هر کدوم روحم رو مشوش میکنه. وقتی شادی مامان عفت رو در کنار بابایی میبینم اشک تو چشام جمع میشه . و وقتی که ازشون دور میشم تمام وجودم سراسر دلتنگی و اشک میشه. ...
20 بهمن 1390

این ترم هم تموم شد

  سلام گلم بالاخره امتحانا بابایی تموم شد عزیزم. مامان هم امتحاناشو داده و شدیداً درگیر کارا پروژشه. برا مامانیت خیلی دعا کن عزیزم. دعا کن بتونه یه پروژه عالی ارائه بده بعد با خیال راحت بره دکترا بخونه. شرمندم که دیربه دیر میام تو وبلاگ بنویسم. خیلی درگیرم عزیزم. از خدا بخاه زودتر منو مامانت بتونیم کنار هم زندگی کنیم. خیلی دوستون دارم عزیزای من. مامانتونو هر ده دوازده تونو. شما و مامانتون هدیه خدا به من هستین. عاشقتونم. از طرف من مامانو حسابی ببوسید.     ...
29 دی 1390

دعای نی نی خودم

سلامی دوباره به نی نی گلم. نمیدونم چرا مامانی هر وقت ازت میخوام برامون دعا کنی و مطمئنم که دعا می کنی ، همه کارا خوب پیش میره. شاید چون تو خیلی خیلی به خدا نزدیکی. اهل بهشت دعاهاشون زود میگیره. ممنونم گلم. بابایی هم امتحان سیستمشو داد و شکر خدا راضی بود. حالا دیگه فقط معماریش مونده که به لطف خدا میخونه و با دست پر میاد پیشمون. قرار گذاشتیم 5شنبه شب با بابایی حرکت کنیم سمت کرمون. اونجا همو ببینیم. مامان بزرگی هم همش زنگ میزنه که زودتر بریم. مامانم دعا کن کارای تز مامانی هم خوب پیش بره. اگه کارا تزم خوب پیش بره بتونم تا ترم اینده دفاع کنم میرم پیش بابایی. بابایی خیلی سختشه تنهایی. چند بار تاحالا بهم گفته نسرین سخته نمی تونم. اما چاره...
26 دی 1390

امتحان سیستم عامل بابایی

سلام نفس مامان. حوری اسمونی من امروز خوبه؟ نی نی جونم امروز بابایی امتحان داره. تو که به خدا نزدیکی براش دعا کن. خدا پشت و پناهت عشق من. ایشالا عالی میشی. مامانی هم الان اومده دانشگاه داره رو تزش کار می کنه. یه چیزایی به ذهنم رسیده . دعا کن به نتیجه برسم مامانم. ایشالا زودی جواب بده تموم کنم. الان اذانه مامانی. من میرم نماز ، تو هم واسه بابایی دعا کن. دوست دارم عشقم. نی نی نازم.
26 دی 1390

همسرم

مسعود خوبم به افتخار عشق پاکمون یه مدت اهنگ وبلاگ رو عوض میکنم. تا بهت بگم هرکجا باشی با تمام وجود عاشقتم. و هر روز عشقم پاکم به تو عمیقتر و آتش عشقت در قلبم شعله ورتر میشه. بدون که دوستت دارم تا اخر دنیا. میخوام بعد 120 سال که با هم رفتیم اون دنیا باز هم کنارم بمونی و با حضور پاکت گرمای وجودت دلم را محکم کنه. نی نی جونم با اجازه تو عزیز دلم. ...
24 دی 1390

بزن باران

سلام عزیزکم.سلامی به لطافت باران به حاصل عشقم با مسعود خوبم که بزودی ایشالا خونمون رو گرم میکنیی. امروز فکر کنم چهارمین روزیه که تو شیراز داره بارون میاد. همه خیابونا رو اب برداشته. طراوت و رطوبت رو با تمام وجودت میتونی احساس کنی.  3 4 ساعتی هست که صدا و نور رعد و برق کل اسمون رو پر کرده. دیروز بعد از امتحان کل مسیر رو از ارم تا خوابگاه رو پیاده اومدم و خیس خیس شدم.  حس خیلی خوبیه عزیزم. عاشق صدای رعد و برقم. نمیدونم چرا بارون منو یاد بچگیام میندازه!! یاد اون روز که همه باهم رفتیم رامسر. خیلی خوش گذشت. دلم واسه همه اون روزا تنگ شده. اون روز به محض رسیدن مامان بزرگی پیشنهاد داد همه با هم بریم رستوران و ماهی سفید بخوریم.خوش...
24 دی 1390

اربعین

مامانم. عزیزکم. امشب شب اربعین امام حسینه . مامان بزرگی اینا (مامان بابایی ) شله زرد نذری میگذارند. خدا نذرشون رو قبول کنه. بهشون گفتم واسه من و تو و بابایی هم دعا کنند.هر سال بابایی این موقع کلی کمک حال بود. اما قسمت این بود امسال اربعین اصفهان باشند. السلام علیک یا ابا عبدالله ...
23 دی 1390